خرید بک لینک

دخــــترک خــــسته

 

 

 
درعجبم که
چرا
همچنان راه فراموش کردن یکی
خوابیدن بادیگری است

 

نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1392ساعت 18:52 توسط Elham| نظر بدهيد |
 

 
می ریزم..
ریز
ریز
ریز
چونان برف..
که هیچ کس ندانست تکه های خودکشیه یک ابربود..

 

نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1392ساعت 17:55 توسط Elham| نظر بدهيد |
 

 
 

منم!!
پر افتاده ی پرنده ای که پرواز کرده است..

نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1392ساعت 17:54 توسط Elham| نظر بدهيد |
 

 
اﮔـﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻴﮑﻨﻢ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﺣــــــﺮﻑ ﻭﺍﺳـﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ ...
ﺣﺮﻓﺎﻡ ﺑـــﻪ ﺳﺎﻳﺰ ﮔﻮﺷﺖ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﻩ
ﺟـــــــــــــﺭ ﻣﻴـــــﺨﻮﺭﯼ ...

 

نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 22:39 توسط Elham| نظر بدهيد |
 

 
 
اون دختر معصوم...
قديسه يک شهر،
عاشقت بود
شبي که هجوم شهوتت بکارتش را دريد
عاشقت بود
تمام لحظه هايي که هوس هايت قداستش را به تاراج ميبرد
عاشقت بود
وقتي معصومانه
براي معصوميت از دست رفته اش اشک ميريخت
عاشقت بود
وقتي فاتحانه به دردهايش ميخنديدي...
عاشقت بود
فقط نميفهمم
چرا امروز ننگ هرزگي تو سهم اوست و مهر فاحشگي روي پيشاني اش!!؟

برچسب: نویسنده: danesh تاريخ: شنبه 28 شهريور 1394 ساعت: 22:41

صفحه بندی