انگارسالهاست که دلم میخواهدبمیرم،بمیرم تادوباره زنده شوم.امامرگ رانتوانسته ام زیارت بکنم.دربه دردنبال پیرمیخانه ام،شهربه شهررفتم امانبودکه نبود.هرچه بیشترمیرفتم کم ترردش راپیدامیکردم،شهربه شهر،کوچه به کوچه،خانه به خانه،امانبودونیست.تمنای مرگ کردم ازخدای خوداماسرنوشتم نمی خواست.من میخواستم بمیرم درخودتاازخودخودم خودگیری متولدشود،خودی که دیگربه ناتوانی خودقبلی ام نباشد.
کسی سراغی ازان پیرمیخانه ندارد...؟؟
برچسب:
نویسنده: danesh
تاريخ: يکشنبه
8 آذر
1394 ساعت: 11:52